جمال رضايى

236

بيرجندنامه ( فارسى )

روابط متقابل مردم شيعى مذهب بيرجند با پيروان اهل سنّت آشكار مىگردد و معلوم مىشود كه تا چه حدّ اين روابط دوستانه بود و همه به‌هم كمك مىكردند . ازدواج بين شيعيان و سنّيان نيز متداول بود ( و هنوز هم هست ) چه‌بسا مردان و زنانى بودند كه يكى از آنان شيعه و ديگرى سنّى بود و بىكمتر اختلافى باهم زندگى مىنمودند . در سالهاى اخير كه مهاجرت از روستاها به شهر زيادتر شده تعداد زيادى از پيروان اهل سنّت از زادگاه‌هاى خود به شهر پرداخته و به كسب و كار و زندگى مشغول شده‌اند و هيچگونه ستيزه و مناقشه‌اى ميان آنان و شيعيان روى نمىدهد ، حتّى چندين سال است كه سنّيان مسجدى خاصّ خود بنا نموده و در آن اقامهء نماز مىكنند . اين مسجد را « مسجد النّبى » نام نهاده‌اند و يكى از مساجد معتبر بيرجند است . سنّيان شهرستان بيرجند بيشتر در روستاهاى شرقى بيرجند مانند فورگ ، درميان ، طبس مسينا ، جلگهء سنّىخانه و نواحى نزديك مرز افغانستان سكونت دارند . از پيروان اين دو مذهب اسلامى كه بگذريم . چند خانوادهء « اسماعيلى مذهب » هم در بيرجند زندگى مىكردند كه خاستگاه اصلى آنان برخى از روستاهاى شمالى و شمال شرقى بيرجند بود مانند سده ، آرك آبكشت ، خشك ، مزداب ، گلون‌آباد و در غرب نصرآباد . ولى شمار اين خانواده‌ها و اعضاء آن زياد نبود . در آن زمان از پيروان اديان ديگر ( مسيحى يا كليمى ) كسى در بيرجند زندگى نمىكرد جز يك پزشك مهاجر روس به نام « دكتر ولاديميرف » كه تبعهء ايران شده و نامش را به « ولاديميرى » تغيير داده بود اين پزشك و اعضاء خانوادهء او تنها افراد مسيحى بودند كه در بيرجند زندگى مىكردند . يك معلّم زبان فرانسه هم به نام « فرديناند » در بيرجند بود كه اصلا فرانسوى و مسيحى بود ولى بعد تبعهء ايران و مسلمان شد و نام « نوپارس » را براى خود انتخاب كرد . از اينها كه بگذريم دو اقليّت بسيار كوچك هم در بيرجند بودند كه مسلمان نبودند يكى « بهاييان » بودند كه بيشتر از روستاها مخصوصا « سر چاه » به شهر آمده و به كسب و كار و تجارت مشغول بودند . اينان كه تعدادشان بسيار كم بود پس از پيروزى انقلاب اسلامى يكباره بيرجند را ترك كردند و متنكّروار به شهرهاى ديگر رفته يا از مملكت خارج شدند و ديگر نشانى از اين فرقه وجود ندارد . اقليّت ديگر « سيك » ها ( هندىها ) بودند كه چند خانواده بيشتر نبودند . اينان بازرگانان يا نمايندگان كمپانىهاى هندى و انگليسى بودند كه به علّت موقعيّت ممتاز تجارتى بيرجند به اين شهر آمده و تا راه‌آهن سراسرى ايران كشيده نشده و بيرجند از اهميّت تجارتى خود نيفتاده بود در اين شهر سكونت داشتند و به تجارت مشغول بودند ولى پس از آن بيرجند را ترك كردند . « سيك » ها در شمال شرقى « خيرآباد » منازلى خريده يا ساخته بودند كه محلّهء كوچكى را تشكيل